|
|
|
|
|
دو روز پیش٬ وزير راه دولت احمدينژاد: "نه بازنشسته ميشوم و نه ميروم"
ولی امروز نهمين وزير هم بركنار شد لینک خبر: http://www.roozonline.com/archives/2008/07/post_8290.php |
||
|
|
|
|
|
از معایب دنیا همین بس، که بی وفاست. |
||
|
|
|
|
|
با خوندن مطلبی در وبلاگ آقای یحیایی (احترام شاه کلید ارتباطات انسانی) که بر اساس طبقه سنی افراد، احترام را به سه نوع تقسیم کرده است، به یاد مطلبی دیگه افتادم که می گفت افراد ابرازگرا (افرادی که به راحتی حرف خود را می زنند و عقاید خود را مطرح می کنند = بقول معروف ابراز وجود می کنن) نسبت به افراد سلطه پذیر(افرادی که به راحتی تسلیم عقاید و خواسته های دیگران می شوند = بقول معروف مطیع و تسلیم خواسته های دیگران) در جامعه از احترام بیشتری برخوردارند. مسلما همه می دونن که سبک رفتاری ما باعث پیش بینی افراد از ما می شود و چون افراد ابرازگرا عقاید خود رو بیان می کنند افراد در تعامل با اونها راحتتر می تونن بفهمن، الان چی اونها رو آزار می ده یا از چی راضی هستند، ولی افراد سلطه پذیر چون کمتر سعی در بیان حرفها یا عقاید خود دارند، پیش بینی افراد از عقاید اونها سختتر هست. مثالی در این مورد که در اون مرد ابرازگرا و زن سلطه پذیر هست اینکه: "یک زن و شوهر به رستورانی رفته اند، 20 دقیقه طول کشیده ولی هنوز گارسون غذای اونها رو نیاورده یه دفعه مرد با صدای بلند میگه بابا اینجا کجاست اومدیم، اینهمه نشستیم هنوز غذا آماده نیست، در همین هنگام زن میگه هیچی نگو آبرومونو بردی نشد یه دفعه بیایم بیرون آبروریزی نکنی." حالا میخوام به صورتی دیگه از این مسئله فکر کنیم. به نظر من، در ایران مردها نسبت به زنها بیشتر سعی در ابراز گرایی دارند، که متاسفانه شرایط در ایران باعث اون میشه. در اینجا ابرازگرایی برای خانم ها یه ضد ارزشه، آموزشهای ما از همون کودکی به دخترا کمتر توان ابراز گرایی رو می ده. مثلا اگه زنی بخواد در یک جمع (بخصوص مردانه) ابراز وجودی بکنه اگه اون زن در پست و منصبی بالاتر از اون آقایون باشه فقط با سر تکون دادن و به ظاهر تایید و بعدا مسخره کردن اون در جمع خودشون، و اگه منصبی پایین تر داشته باشه همون جا جلو جمع با مسخره کردن، یا به قول معروف ضایع کردن طرف، یا اگه یه کم مودبتر باشن با یک خنده مسخره آمیز به اون می فهمونن که ساکت. تجربه ای که همین امروز بازهم، برای خود من اتفاق افتاد، البته فکر می کنم؛ خندیدن افرادی از جنس خودمون هم تاییدی میشه برای بیشتر کردن روی این قبیل آقایون برای بیشتر ادامه دادن این مسخره بازی و خرد کردن اون طرف. من دنبال رفع علت یا کارشناسی این مسئله نیستم یا با درستی و غلط بودن اون کاری ندارم فقط میگم که تجربه به من ثابت کرده، با توجه به حساستر بودن خانمها، برای حفظ احترام خود در جمعی که چند مرد دارن ابراز فضل میکنن، سکوت و به قول معروف قاطی نکردن خود و پاسخ دادن با لبخند بهترین راه حله، در نتیجه در چنین شرایطی خانمها نا خواسته مجبور به سلطه پذیری هستند. |
||
|
|
|
|
|
دوست عزیزی در یکی از کامنت ها نوشته بود: سلام. ميشه از خودتون هم بنويسيد به نظر من از این جمله میشه دو برداشت کرد: 1- خودتون رو بیشتر معرفی کنید 2- میشه اینقدر مطالب سایتهای دیگه رو کپی نکنید و از خودتون هم یه چیز بنویسید. ابتدا دوست دارم، برداشت دوم رو پاسخ بدم؛ به نظر شما چند درصد مردم دنیا نویسنده هستند؟ (منظورم نوشته هاییه که ارزش خوندن رو داشته باشه و گرنه بسیارند مطالب جفنگ یا چرند، که فکر می کنم با یک گشت ساده در اینترنت می تونی بسیاری از اونها رو پیدا کنی) بنابراین باید بگم توانایی زیادی در زمینه نوشتن، ندارم و البته هدف اصلی من هم از ایجاد این وبلاگ، نوشتن نبوده و نیست. در حقیقت این وبلاگ رو با هدف آشنایی بیشتر با دنیای اینترنت و تا حدودی دستکاری قالب و طراحی اون ایجاد کردم. و اگه بخوام خودمو بیشتر معرفی کنم، در اولین روز آخرین ماه پاییز یکی از سالهای دهه شصت (دقیقشو خودت باید کشف کنی) در شیراز به دنیا آومدم، کاردانی کامپیوتر دارم الان هم مشغول به کار حسابداری می باشم. اگر چه در جایی از شیراز زندگی می کنم که دوستش ندارم ولی به شیراز عشق می ورزم و امیدوارم بالاخره این شهر که در طول تاریخ خاستگاه تحولات زیادی بوده به جایگاه شایسته خودش برسه. اگه بخوام در مورد خصوصیات اخلاقیم بگم، هنوز خودمو درست نشناختم ولی یکی از بهترین دوستای دوران دانشجوییم می گفت: "تو آدمی رک، مرموز، کله شق و دلسوز هستی، زبونی نیشدار داری ولی توی دلت هیچی نیست." (البته خودم همه این موارد رو قبول ندارم) ولی چیزی که خودم فکر می کنم، اینکه آدمی واقعیت گرا و منطقی، دوستدار تنوع و مسافرت هستم. از آدمهای فضول زیاد خوشم نمیاد. کارهای زیادی رو می خوام انجام بدم (از جمله ادامه تحصیل، بالا بردن سواد اینترنتی و طراحی سایت، تقویت انگلیسی و...) که تا حالا زیاد موفق نشدم دنبالشون کنم، البته فکر کنم بخاطر تنبلی و چند دلیل دیگه باشه. زیاد اهل مطالعه نیستم و سریالهای تلویزیونی رو دنبال می کنم. بیشتر آهنگهای هایده گوش می کنم و دوست دارم از اخبار و مسائل سیاسی روز باخبر باشم و امیداوارم هر چه زودتر مسائل و مشکلات بخصوص اقتصادی مردم و کشور حل بشه و... |
||
|
|
|
|
|
بعد از رفتن یه نصف دوره طراحی وب تازه دارم می فهمم قالب سایت یعنی چی وبالاخره تونستم٬ قسمت بالایی قالب سایت که به رنگ آبی بود به رنگ دلخواهم در بیارم. البته این پست رو واسه خودم نوشتم تا در آینده این لحظه رو بیاد داشته باشم. |
||
|
|
|
|
|
از وقتی با سایت سکولاریسم نو آشنا شدم، یادداشت های خانم شکوه میرزداگی رو مطالعه می کنم، ایشون واقعیات تلخ ایران رو با حالتی طنز بیان می کنند. آزادی خواهی مانع ازدواج است! درکشورهای پيشرفته سال هاست که برای نظرسنجی های مختلف از آمار و آمارگيری استفاده می کنند. موسسات آمارگيری در اين کشورها معمولا مستقل بوده و بنا به سليقه و عقيده دولت ها دنبال جمع آوری آمار نمی روند و نتايج تحقيق خود را هم ـ هر چه باشد ـ صريحاً اعلام می کنند بدون آن که ترس از تنبيه و تکذيب مسئولان دولتی و غير دولتی داشته باشند. در واقع در اين کشورها به آمار به عنوان يک علم مدرن نگاه می شود که می تواند در زندگی اجتماعی، سياسی، فرهنگي و حتی در سلامت مردم اثرات قابل توجهی داشته باشد. و معمولا چه سازمان های دولتی و چه خصوصی برای گرفتن اطلاعات مربوط به امری مشخص به سازمان های آمارگيری مراجعه می کنند تا آن چه را که برنامه ريزی و اعلام می کنند کاملا مطالبی مستند و قابل قبول باشد. اما در کشور ما آمار یکی از غیر علمی ترین شکل ها را داشته و دارد٬ به خصوص از چند سال پیش که برخی از کارمندان اداره ی آمار را به زندان انداختند که چرا آماری داده ايد که نبايد می داديد! يعنی چرا آمار واقعی را بدون اجازه اعلام داشتید. در نتيجه، اکنون هيچ آمار منتشر شده ای قابل اعتماد نيست. البته می شود به برخی از آمارها که پژوهشگران دانشگاهی يا مصلحان اجتماعی می گيرند (و معمولاً در اين موارد تعداد کسانی که از آن ها پرسش می شود خيلی کم است) استناد کرد. اما طبعا آن ها نيز به خاطر ممنوعيت های دولتی قادر نيستند که آمار درست و کاملی ارائه دهند. يا بهتر است بگويم اگر هم آمار درستی گرفته باشند نمی توانند کل آن را منتشر کنند. یکی از آمارهايي که اخير منتشر شده آماری است که «سازمان ملی جوانان» منتشر کرده است ـ سازمانی دولتی که با نگاهی کوتاه به سايت آن می شود دريافت سازمانی کاملاً مذهبی است. البته مذهبی بودن يک سازمان، چه سازمان جوانان باشد و چه سازمان پيران، هيچ اشکالی ندارد؛ اما اگر اين سازمان زير پوشش نامی عام مثل سازمان جوانان فعاليت کند اما منظورش «جوانان مذهبی مسلمان» باشد، آنگاه گردانندگانش يا به مردم دروغ گفته اند و يا آنقدر بی خبرند که فکر می کنند جوانان کشور همه مذهبی و همه مذهبی مسلمان شيعه اثنی عشری هستند. باری، اين سازمان ملی جوانان، مرتباً مشغول انتشار آمارهای عجيب و غريب است. مثلاً، تازه ترين آمار اين سازمان در ارتباط با ازدواج است که در مقدمه ی نتايجش اعلام شده که در اين نظر سنجی «جوانان 15 تا 29 سال» مورد پرسش قرار گرفته اند ـ که يعنی بچه های 15 ساله هم درباره ازدواج نظر داده اند. (که البته چون سن قانونی ازدواج در جمهوری اسلامی برای دختربچه ها 13 سال و پسربچه ها 15 ساله است، تکيه بر 15 سالگی می تواند به معنای اين باشد که دخترها نقشی در ازدواج ندارند و پرسش ها فقط از پسرها بعمل آمده است). در اين آمارگيری، که معلوم نيست از چند نفر و در کجا انجام شده، گفته می شود که 91 در صد با مهريه مخالف اند، 87 در صد نظر بزرگترها را برای ازدواج لازم می دانند، کمترين توجه افراد به «دوستی قبل از ازدواج» بوده است، و دو تا از بيشترين موانع ازدواج را «تنوع طلبی» و «آزادی خواهی» دانسته اند. که معلوم نيست اين آزادی خواهی به چه نوع آزادی اشاره می کند. چرا که اگر منظور آزادی های قبل از ازدواج باشد که آمار «سازمان جوانان» معتقد است چوان ها دوست ندارند دوستی قبل از ازدواج داشته باشند. شايد هم منظور از آزادی خواهی آزادی خواهی های سياسی است که به اين ترتيب و با توجه به نگاه مثبتی که در جمهوری اسلامی به ازدواج می شود خواسته اند بگويند اگر آزادی خواه باشی از ازدواج عقب می مانی! |
||
|
|
|
|
|
دنبال معنی و تاریخچه فمینیسم می گشتم، به مطلب خوبی برخوردم که در پایین اونو کپی کردم. فمینیسم چیست؟
گفته شده که، واژۀ فمینیسم، اولین بار درمقالهای که توسط الکساندر دوما نوشته شده بود، به زنانی اطلاق شد که رفتاری مردانه داشتند، و درسال ۱۸۷۳ این واژه رسما به عنوان واژهای سیاسی، وارد فرهنگ فرانسه شد و جنبشهای آن دراعتراض به نابرابری حقوق زنان و مردان وبی عدالتی به زن، آرام آرام شکل گرفت، که دراثر گذشت زمان به شکل یک حرکتِ فرهنگی درآمد که به اقتضای زمان شاخههای متعددی ازجمله فمینیسم مارکسیستی ،فمینیسم سوسیالیستی، فمینیسم رادیکالی،فمینیسم لیبرالی، فمینیسم با رویکرد فرامدرن و نیزفمینیسم اسلامی پیدا کرد.
|
||
|
|
|
|
|
خبر چون انفجار بمب نيرومندي همه چيز را در هم ريخت و با انتشار عكس و تفصيل قصد تعرض به يک دانشجوي دختر توسط معاون دانشگاه زنجان، دكتر حسن مددي كه نام خود را استاد گذاشته، همه آنها را كه به عمق فسادي كه جامعه ما در آن افتاده باور نداشتند، هشيار كرد و همگان پي بردند كه فاجعه عظيمتر از آن است كه در تصور آيد. راستي پس از اين حوادث مردم با چه اطميناني فرزندان خود را بهدانشگاهها بفرستند؟ مگر دانشگاهها هميشه حتي در نظام فاسد گذشته محل امني براي خانوادهها نبود؟ مگر استاد، پدر روحاني دانشجويان نبود؟ مگر عنوان استادي افتخار آميز و موجب مباهات نبود؟ تقدس دانشگاه چرا شكسته شده تا آنجا كه هر روز خبر از فساد اخلاقي مسؤولان اين دانشگاه و آن دانشگاه ميرسد؟ چه كسي يا كساني، مسئولين دانشگاهها، مانند معاون دانشگاه زنجان را به اين سمت ها منصوب ميكند؟ آن روزها كه استقلال دانشگاهها را از بين بردند و همهچيز را زير سلطهي قدرت بدستان قرار دادند، دلسوختگان حدس ميزدند كه دانشگاهها به چنين وضعي افتد. وقتي هر بي سروپايي را تنها بهدليل نوكري حاكميت عنوان استادي ميدهند و بر دانشگاهها مسلط ميكنند، جز اين انتظاري نميتوان داشت. حادثهي دانشگاه زنجان همه استادان و دانشگاهيان فرهيخته را در غمي بزرگ فرو برد تا آنجا كه بايد گفت: بر اين غم اگر خون بگريم رواست. در جامعهي باصطلاح اسلامي ما چه ميگذرد كه هر روز طشت رسوايي يكي از سردمداران و وابستگان به حكومت برزمين ميافتد. يك روز اعمال سردار زارعي مأمور مبارزه با جواناني كه آنها را اراذل و اوباش مينامند، افشا ميگردد و روز ديگر يكي از عمالِ حكومت در يك درگيري درون گروهي به افشاي رقبا ميپردازد و از چپاول و دزديهاي ستونهاي خيمهي رژيم پرده بر ميدارد و اين روزها فاجعهي تكان دهندهي دانشگاه زنجان برملا ميگردد و همهي اين رسوايي حال ميتوان فهميد كه آن رند خراباتي و افشا كنندهِ رازهاي مگو چرا فرمود "توبه فرمايان چرا خود توبه كمتر ميكنند؟". در اين 30 سال آيا سال و ماه و هفته و روزي گذشته كه دستهاي رژيم به خون و ظلم و بي داد آلوده نشده باشد و عبرتآموز آنكه مدعيان اخلاق، در برابر اين همه آلودگي حكومتگران، مهر سكوت بر لب زده كه گويي كور و كرند. اگر دامن اين حضرات آلوده نيست اين سكوت و بي تفاوتي از سوي مدعيان هدايت خلق چه معنايي دارد؟ آنها كه فرياد ميكنند اگر چند تار موي خانمي معلوم باشد، ستون دين ميلرزد، چرا در برابر اين همه فساد و فحشاء و دزدي و چپاول بيتفاوت هستند؟ سكوت مراجع، روحانيون، حوزههاي علميه و گروههاي سياسي چه معنايي دارد؟ مگر فاجعهي دانشگاه زنجان يك عمل بسيار زشت و ضد اخلاقي نيست، پس چرا آقايانِ هاديِ خلق !! از غم و اندوه نميميرند (گفته علي عليهالسلام) و صداي دانشجويان مظلوم را نميشنوند و چراي بزرگ آنكه چرا آقاي خامنهاي بهعنوان رهبر مسلمين جهان و ولي امر مسلمانان نه، به نام يك روحاني، در اين موارد سكوت كردهاند؟ راستي چنين جامعهاي ميخواهد اسوهي كشورهاي اسلامي و جهان براي ساختن جهاني پاك و پر از عدل و داد باشد؟ سؤال ديگر آنكه امروز چه كساني در كسوت استادي زمام دانشگاهها را در دست گرفتهاند، حامي آنها كيست؟ و آيا موقع آن نرسيده كه دست ناپاك آنها از محيط مقدس دانشگاهها قطع گردد و پديد آورندگان فساد در دانشگاهها از جمله افرادي نظير مددي و وزير بيكفايت علوم و آموزش عالي و شخص رئيس جمهور، به پاي ميز محاكمه از سوي مردم كشيده شوند تا دانشگاه و دانشگاهيان به جايگاه واقعي خود بازگردند؟ و آخر اينکه دردآورتر، سکوت استادان اصيل و غيرحکومتي در برابر اين فجايع است. من كه هميشه افتخارم استادي دانشگاه بود، غمگينانه بايد بگويم ديگر استادي دانشگاه برايم افتخاري نيست و تا وضع چنين است "من يك استاد دانشگاه نيستم". |
||
|
|
|
|
|
یک روز پس از انتشار خبر آزادی سردار رضا زارعی، فرمانده برکنار شده نیروی انتظامی استان تهران که به اتهام فساد اخلاقی از اواخر اسفند ۸۶ بازداشت شده بود، دانشجویان دانشگاه زنجان نسبت به آنچه که «اقدام به تجاوز معاون دانشجویی و رییس کمیته انضباطی این دانشگاه» خواندند، اعتراض کردند. دانشجویان معترض با شکستن قفل دفتر دکتر حسن مددی عصر شنبه در حالی از وی فیلمبرداری و آن را منتشر کردند که به گفته دانشجویان، «معاون دانشجویی دانشگاه زنجان با استفاده از اهرم کمیته انضباطی که خود ریاست آن را بر عهده دارد و تهدید به اخراج، دختر دانشجوی بی دفاعی را در ساعت غیر اداری به دفتر خود کشیده و قصد داشت به وی تجاوز کند.» این پنجمین مورد از افشای «فساد اخلاقی» مدیران دولتی و نمایندگان مجلس هفتم و هشتم از اواخر اسفند ۸۶ تا کنون است. بازداشت فرمانده نیروی انتظامی استان تهران به اتهام فساد اخلاقی و مالی، دستگیری معاون سیاسی استانداری قزوین به اتهام فساد اخلاقی و برکناری وی دو موردی هستند که در هفته های پایانی سال ۸۶ خبرشان منتشر شد. در دو ماه اخیر نیز بنابر تایید قوه قضاییه، نماینده اصولگرای مجلس هفتم و هشتم از شهرستان ملکان نیز به اتهام فساد اخلاقی و با شکایت چند زن بازداشت و پس از یک هفته با تامین وثیقه آزاد شد. رییس دادگستری تهران نیز روز شنبه در کنفرانسی خبری اعلام کرد که غیر از این، یک نماینده دیگر مجلس هفتم نیز به اتهام فساد اخلاقی و با شکایت خانواده خود در بازداشت به سر می برد.» هویت این نماینده بازداشت شده تاکنون اعلام نشده است. جدیدترین مورد از افشای فساد اخلاقی مدیران دولتی و برخی چهره های سیاسی، همگی از جناح حاکم بر دولت و مجلس، اقدام معاون دانشجویی دانشگاه زنجان به تجاوز به دختری دانشجو است که با اعتراض چند هزار دانشجوی این دانشگاه همراه شده است. دانشجویان معترض خواستار استعفای محمد مهدی زاهدی، وزیر علوم و تحقیقات و عذرخواهی رسمی وی، استعفای علیرضا نداف، رییس دانشگاه زنجان، استعفای رییس حراست دانشگاه و اخراج و محاکمه حسن مددی، معاون دانشجویی دانشگاه زنجان شده اند. با وجود سوابق بسیار از افشای «فساد اخلاقی یا روابط نامشروع» در میان برخی از مدیران جمهوری اسلامی طی سه دهه گذشته، بسیاری از ناظران چنین حجمی از علنی شدن «رسوایی اخلاقی» را نشانه ای از گسترش فساد در میان مدیران و مسئولان حکومت دینی ایران عنوان می کنند. برخی دیگر از منتقدان بر این نظرند که فقدان رسانه های آزاد و عدم محاکمه مدیران قبلی آلوده به فساد اخلاقی، سبب گسترش چنین پدیده ای در میان جناح اصولگرایان حاکم شده است. این همه درحالی است که اغلب مقام های دولتی، قضایی و جناح اکثریت در مجلس شورای اسلامی طی دو سال گذشته بر ضرورت برخورد با زنان و جوانان به اتهام بدحجابی تاکید کرده و هزاران زن، دختر و پسر جوان به اتهاماتی چون مدل مو، بدحجابی، مزاحمت و مواردی از این قبیل بازداشت شده یا تذکر دریافت کرده اند. شما در این مورد چه فکر می کنید؟ گسترش فساد اخلاقی در میان مدیران حکومتی که خود را به شدت دینی معرفی می کند، ناشی از چیست؟ |
||